Image may contain: 1 person


زندگی شیرین است، زندگی باید کرد

یاد من باشد فردا دم صبح
به نسیم از سر صدق، سلامی بدهم
و به انگشت نخی خواهم بست
تا فراموش، نگردد فردا
زندگی شیرین است، زندگی باید کرد
گرچه دیر است ولی
کاسه ای آب به پشت سر لبخند بریزم ،شاید
به سلامت ز سفر برگردد
بذر امید بکارم، در دل
لحظه را در یابم
من به بازار محبت بروم فردا صبح
یک بغل عشق از آنجا بخرم
 فریدون مشیری

+ نوشته شده توسط شادی در جمعه ۲۰ اسفند ۱۳۹۵ و ساعت 18:55 |
No automatic alt text available.


دوست میباید داشت 
می توان با دست های  پر از شکوفه های بهاری بین زمین و آسمان پل بست. 
می توان با دست هایی  پر ازاحساس همدردی روی لبهای خشکیده لبخند کاشت.
 می توان با تقسیم دلواپسی ها و دلتنگی ها اشک های بی کسی را از گوشه ی چشمها پاک کرد.
 می توان امید زنده بودن و با لذت زندگی کردن را در ناباوری ها شکوفا کرد.

+ نوشته شده توسط شادی در چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۵ و ساعت 23:27 |
Image may contain: 1 person


بیایید در آستانه نوروز شادیهامان را با دیگران قسمت کنیم
چه آدمها که نان شب ندارند 
به یاری شما چشم انتظارند
بیاییم با کمک کردن به یاران 
 بهاری نو بسازیم در بهاران

+ نوشته شده توسط شادی در چهارشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۵ و ساعت 0:0 |
No automatic alt text available.

کوچ بنفشه ها
در روزهای آخر اسفند 
کوچ بنفشه های مهاجر زیباست 
ای کاش آدمی وطنش را مثل بنفشه ها
در جعبه های خاک یک روز می توانست
همراه خویشتن ببرد هر کجا که خواست 
در روشنای باران در آفتاب پاک

+ نوشته شده توسط شادی در سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵ و ساعت 23:57 |
No automatic alt text available.

بخوان به نام گل سرخ در صحاری شب
که باغ ها همه بیدار و بارور گردند
بخوان، دوباره بخوان، تا کبوتران سپید
به آشیانه خونین دوباره برگردند
بخوان به نام گل سرخ و عاشقانه بخوان
 حدیث عشق بیان کن بدان زبان که تو دانی
 
 
 
 
+ نوشته شده توسط شادی در سه شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۵ و ساعت 23:54 |
No automatic alt text available.

کاش می شد
کاش میشد لاله ها را ناز 
با پر پروانه ها پرواز کرد
کاش میشد دست در دست شقایق ها گذاشت
بر درخت خاطره تقشی نگاشت
کاش میشد با قناری راز گفت 
سوز دل را با زبان ساز گفت
کاش میشدهر بدی را چاره کرد
 دفتر دل را ربود و پاره کرد

 

 
+ نوشته شده توسط شادی در دوشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۵ و ساعت 18:55 |
Image may contain: 4 people

رویا
من رؤیایی دارم، رؤیای رنگارنگ
رؤیای دنیایی سبز و بدونِ جنگ
دنیایی که بمب و موشک نمی‌سازه
دنیایی که تو اون زندونا تعطیلن
من رؤیایی دارم، رؤیای خوشبختی
رؤیای دنیایی بی‌نفرت و سختی
هر آدمی شاد و هر ظالمی محکوم
 رؤیای من اینه: دنیای بی‌کینه

+ نوشته شده توسط شادی در دوشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۵ و ساعت 18:51 |
No automatic alt text available.

شعری از هادی خرسندی برای ایران عزیزمان
کانال به کانال به دنبال توام من 
با دیشِ دلم در پی کانال توام من 
پیگیر خبرهای تو هستم به همه حال 
یک لحظه کجا بی خبر از حال توام من 
از بهر نوه قصه ی شهنامه بخوانم 
تا شیفته ی رستم تو، زال توام من 
تا هستم و هستی به جهان، ای وطن من 
تو مال منی، مال منی، مال توام من

+ نوشته شده توسط شادی در دوشنبه ۱۶ اسفند ۱۳۹۵ و ساعت 18:41 |
No automatic alt text available.

سایه ای از خورشید 

من به شوق اینکه باغ آرزوها میشود روزی شکوفا عشق میورزم 
در غریو رعد و برق و غرش طوفان بر شقایق های شیدا عشق میورزم 
بر طنین سبز و عطر آگین و ناپیدا
روی چشم انداز فردا عشق می ورزم
 من به کوه و دره ها و باغ و صحرا ها 
 در جهان هر چیز زیبا عشق میورزم

 

 
+ نوشته شده توسط شادی در دوشنبه ۹ اسفند ۱۳۹۵ و ساعت 19:10 |
No automatic alt text available.

عزیز دور غمگین 
عزیز دور غمگین بمان که شب سر اید
شکوفه های سیمین ز تیرگی در آید
عزیز دور عاشق بحوان ترانه ات را 
بحوان مگر بگوشم خدیث باور آید
چه سود حواندنت را گه آنسوی چهانی
شب تو چون سر آید شب من از در آید
ولی به زنده ماندن بسی بهانه دارم
یکی همین که فردا بهاری دیگر آید
یکی همین که فردا نهال نو نشانم
یکی همین که دانه به ره کنم فشانه
مگر به بام خانه دوتا کبوتر آید
یکی همین که دستی ز دوستی یگیرم
 کز آستین او گل به جای خنجر آید

+ نوشته شده توسط شادی در پنجشنبه ۵ اسفند ۱۳۹۵ و ساعت 19:50 |
 Image may contain: plant, flower, nature and outdoor

باران بریز 

شهراست پر غبار و هوا تیره است و تار/ ابر سیاه همهمه دارد ، به آسمان 
انبوه دود و خاک ، نشسته به صحن باغ
دار و درخت و شاخه ی گل ، چهره بوته زار 
دیریست باغبان ، نگرفته سراغ گل/ بر بسته بار ، و منزل دیگر گزیده است 
آشفته خاطری ، زده ره بر درون باغ 
بس شیره های شهد درختان ، مکیده است 
باران بریز / رگبار قطره های زلال آب 
دار و درخت و شاخه ی گل شستشو بده 
ای باغبان شهر/ برخیز و خاک سوخته را رنگ و بو بده 
باران بریز/ رگبار قطره های زلال آب

+ نوشته شده توسط شادی در سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵ و ساعت 23:31 |
Image may contain: bird, sky, plant and outdoor

!مرغک تنها

خانه‌ای داری تو در جنگل،
در جوار خانه ی صد‌ها هزاران مرغ،
مرغ هایی رو به سوی خانه ی سیمرغ
در پرواز!ای سراپا تشنه ی پرواز!
ای که خواهی پر زنی آزاد!
رو به سوی آسمان باز،
ساز و برگی ساز تا با هم،
تیرگی را چاره گر باشیم!
در کنار صد هزاران مرغ،
بال در بال هزاران طالب سیمرغ،
لحظه ی پرواز را آماده باید شد!

+ نوشته شده توسط شادی در سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵ و ساعت 23:28 |

نیکی را بکار

گر جایی دانه ای کاشته ای و فراموش کردی

باران روزی به تو خواهد گفت کجا کاشته ای …

پس نیکی را بکار،درون هر زمینی و زیر هر آسمانی و برای هر کسی...

تو نمیدانی کی و کجا آن را خواهی یافت!

که کار نیک هر جا که کاشته شود به بار می نشیند

+ نوشته شده توسط شادی در یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۵ و ساعت 15:32 |

نگاه کن پرندگان زمستانی چگونه در دل من خود را گرم می کنند

و ماه نیمه  در طراوت روحم  نیم دیگر خود را می جوید

ببین چگونه تو را دوست دارم

که آفتاب یخ زده در رگ هایم می خزد

و در حرارت خونم پناهی می جوید 

شمس لنگرودی

+ نوشته شده توسط شادی در یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۵ و ساعت 15:9 |
No automatic alt text available.

باید از این دنیا گذر کنی

باید سهم تو مرداب های پرگل وچنارهای ستبر 
وقر قاولان رنگین وآسمانی آفتابی 
واندیشه های انسانی باشد
باید از این زندان از خود بیگانه وشکار انسانها 
وخرافه های زمستانی قطبهای یخی قرنهای سلاخی 
پرواز کنی وبه جرگهء مرغابی های جوان 
آسمانها پیوند خوری

+ نوشته شده توسط شادی در یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۵ و ساعت 14:49 |
 

No automatic alt text available.

سایه ای از خورشید 

من به شوق اینکه باغ آرزوها میشود روزی شکوفا عشق میورزم 
در غریو رعد و برق و غرش طوفان بر شقایق های شیدا عشق میورزم 
بر طنین سبز و عطر آگین و ناپیدا
روی چشم انداز فردا عشق می ورزم
 من به کوه و دره ها و باغ و صحرا ها 
 در جهان هر چیز زیبا عشق میورزم

 

 
+ نوشته شده توسط شادی در یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۵ و ساعت 14:45 |
No automatic alt text available.

قاصدک در فکر آن روزیست  تا در باد بهاران بال و پر گیرد

دراین هنگامه سرما که باور میکند
روزی درختان زسبزی و شکوفه رخت نو پوشند
 که باور میکند در قلب این خاک سراسر یخ تخم قاصدک در فکر آن روزیست
 تا در باد بهاران بال و پر گیرد تا گرمای سرخ آفتاب ناب فردا را پیام آرد
 
 
 
 
+ نوشته شده توسط شادی در یکشنبه ۱ اسفند ۱۳۹۵ و ساعت 14:41 |