پاییز
نرم نرمک باد بر روی درختان می وزد
راز اندوه شقایق های سرخ
نم نمک در روح صحراهای دور
در طلوع صبحگاهان می خزد
یک چکاوک در عبور ابرها
در سیاهی ها میان بیشه ها
با خودش می گوید آیا آه کیست
پشت راز رنگها
قهوه ای ها ، سرخها
این طلایی ها که سر بر می کشند
از رگ و روح لطیف برگها




