با درود به طبقه زحمت کش ایران شب یلدا بر همگان مبارک باشد

                        پیرمرد زمستان

پیر مرد زمستان جعبه های میوه ی سرما را از فرغون بیرون آورد
یکی یکی کنار هم چید
گربه ای خال خالی از روی حصار کوتاه مشرق رد می شد
صبح همه جا به تماشا نشسته بود
و مانند میوه های درون جعبه ها می در خشید
پیر مرد کنار صبح به آرامی نشست
می گویند حریف سرما شده بود
گربه کجا بود ؟
خدا می داند
میگویند بدیدار خو رشید رفته بود
    
    
می گویند!
ولی کوچه ی زمستان بهتر می دا ند
         قاسم حسن نژاد·  

+ نوشته شده توسط شادی در چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۶ و ساعت 11:50 |