حکایت سالیان

پاها و پله ها
 در قرابتی روزمره
رقم می زنند
 حکایت سالیان را
 و لبها
 به تکرار

 نجوا می کنند
 قداست یادها را
 و من
 در خانه ای
 که خشت به خشت
 از خاطره است
 با نگاهی
 پلک به پلک
 میراث عشق
فواره ی سالخورده ی حوض را می نگرم
 که برای اطلسی های جوان
 با صدای نرم آب
 زندگی را می سراید
       

ناهید عباسی

+ نوشته شده توسط شادی در جمعه ۱۱ مرداد ۱۳۸۷ و ساعت 2:25 |