خانه ی دوست کجاست؟ چه کسی می پرسید خانه ی دوست زمانی به پس کوچه ی تنهایی بود با دری باز، و یک پنجره ی رو به خدا باغچه ای داشت پر از اطلسی همدردی بوی عطر دل پاک، همه جا حس می شد تک درخت ته باغ، پُر ز برگ دلِ خوش که به آهنگ نسیم سحری می رقصید ولی امروز دگر خانه تهی ست در پس پنجره اش پرده ی رخوت پیداست بوی حسرت ز در و پیکر خانه جاری ست خانه متروک شده از نم بیرحمی ها تک درخت ته باغ، شده مسموم ز هوای نفرت ... دیر زمانیست که در این خانه کسی ننهادست قدم با دل باز خانه دوست کجاست؟
خسرو نکونام
+ نوشته شده توسط شادی در شنبه ۲۳ شهریور ۱۳۸۷ و ساعت
11:49 |