به کجا چنين شتابان گون از نسيم پرسيد
دل من گرفته زين جا هوس سفر نداری
ز غبار اين بيابان
همه آرزويم اما چکنم که بسته پايم
به کجا چنين شتابان
به هر کجا که باشد بجز اين سرا سرايم
سفرت بخير اما تو و دوستی خدا را
چون از اين کوير وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را
سهراب
به سراغ من اگر می آیی
پشت هیچستانم.
پشت هیچستان جایی است.
که خبر می آرند٬ از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک
آدم اینجا تنهاست
و در این تنهایی٬ سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست.
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید ٬ مبادا که ترک بردارد
چینی نازک تنهایی من.
+ نوشته شده توسط شادی در پنجشنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۵ و ساعت
20:9 |
