نوازنده ی دوره گرد
دوره گرد
دایره ی زنگی را
بالای سرش می گیرد
روی پاشنه می چرخد
زنگ هایش
در کوچه می پیچد
از پنجره
سکه ای می آید
از در
لقمه ی نانی
سیب هایی از زنبیل ِ یک عابر
دوره گرد چرخ زنان می گذرد
افرا ها سایه اش را می پوشانند
در کوچه
پرده هایی می جنبند
می جنبند
درهایی
پاهایی
و طنین ِ آهنگ ِ رقص
در خیابان می پیچد سیما یاری
+ نوشته شده توسط شادی در شنبه ۹ خرداد ۱۳۸۸ و ساعت
13:54 |
