انتظار واژه غریبی است
واژه ای که روزها . ماهها و شاید هم سالهاست
که با ان خو گرفته ام . که چه سخت است انتظار
هر صبح طلوعی دیگر است بر انتظار فرداهای من
خواهم ماند در انتظار
دوستان عزیزم دلم برایتان تنگ است
· وقتی دور از آدم هاي نزديكت باشي ، تازه قدرشان را مي داني
· تازه حس مي كني كه چقدر حضورشان
· .... در زندگي ات روان است
· من زير آسمان بلند هستم .. راه. مي روم.. نفس میکشم
·
· عادت مي كنم به فهميدن ... كنار
· مي آيم با بودن. گذر
· .. ... كنم از اتفاق . گذر
· دلم فرياد مي خواهد و يك سكوت عميق و و طبيعت بكر تبسمي طولا ن
· ببیی
· شاید در دور دست
· دشتی باشد که از قطره اشکی سیراب شود
· شاید در این نزدیکی انسانی باشد که زمین را بفهمد
· خدایی باشد که دریا را نوازش کند
· شاید رد پایی باشد که باز موجها بشویندش
· نمی دانم
· شاید هنوز قلبی باشد که تپیدن را درک کند· زیبا باشید.
زين گونه ام كه در غم غربت شكيب نيست
گر سر كنم شكايت هجران غريب نيست
جانم بگير و صحبت جانانه ام ببخش
كز جان شكيب هست و ز جانان شكيب نيست
گم گشته ديار محبت كجا رود
دلم تنگ است
· من اينجا بس دلم تنگ است
· وهر سازی که می بينم
· بد اهنگ است.
· بياره توشه برداريم،
o قدم در راه بی برگشت بگذاريمo
ببينم اسمان هر کجا، ايا همين رنگ است؟
يكي مي نالد از غربت ، دگر مي گويد از هجران
كدامين دردو من گويم كه هم اين دارم و هم آن
