چه بلایی به سر باغ آمد
چه بلایی به سر باغ آمد که نه برگش سبز
و نه گلشن شاداب است
سر اون شاخه که دیروز قناری میخواند
زیر اون بوته که دیروز قمری میخواند
شیون بوم و کلاغ است امروز
باغ از درد چه داغ است امروز
چه بلایی به سر باغ آمد
سرو و نیلوفر یاس ریشه در خون دارند
قهر کرده خورشید
چه بلایی به سر باغ آمد تا این چشمه زاینده نور
اسکلت گونه فتاده بر خاک
میکند شکوه ز قوی سفاک
میرسد ناله اون تا افلاک
+ نوشته شده توسط شادی در یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۱ و ساعت
11:56 |
