خانه دوست کجاست ؟
در فلق بود که پرسید سوار
آسمان مکثی کرد
رهگذر شاخه نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید
و به انگشت نشان داد سپیداری و گفت :
" نرسیده به درخت ،
کوچه باغی است که از خواب خدا سبز تر است
می روی تا ته آن کوجه که از پشت بلوغ، سر بدر می آرد
پس به سمت گل تنهائی می پیچی،
دو قدم مانده به گل،
پای فواره جاوید اساطیر زمین می مانی
وترا ترسی شفاف فرا می گیرد
در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی
کودکی می بینی ، رفته ا زکاج بلندی بالا جوجه بردارد از لانه نور
و از او می پرسی
خانه دوست کجاست ؟ سهراب سپهری
+ نوشته شده توسط شادی در یکشنبه ۲۱ آبان ۱۳۸۵ و ساعت
14:10 |
