زمستان    است و بی‌برگی

درختان زوزه سردادند از بیداد توفان
سرودخوانان همه رخت سفر بستند
هزاران زاغ در هرکوی و برزن، نوحه می‌خوانند
سیه‌پوشان، خفاشان شب‌پرواز،
فریباییِ زیباچهرگان را برنمی‌تابند.
نسیمی نوبیار، ای باد نوروزی!
تو که سرما ستیزی،
خرمن آتش بیفروز! بر سر هرکوی و هر تپه.
زمستان است و بی‌برگی،
جوانان را به تو امید بسیار است

جواد پارسای

+ نوشته شده توسط شادی در شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۲ و ساعت 18:22 |