یاد من باشد فردا دم صبح
جور دیگر باشم
 بد نگویم به هوا، آب ، زمین
مهربان باشم، با مردم شهر
و فراموش کنم، هر چه گذشت...
خانه ی دل، بتکانم ازغم
و به دستمالی از جنس گذشت ،
بزدایم دیگر،تار کدورت، از دل
مشت را باز کنم، تا که دستی گردد
و به لبخندی خوش
دست در دست زمان بگذارم

+ نوشته شده توسط شادی در شنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۴ و ساعت 19:29 |