بیائیم نخندیم .
به پسرکی که فال می فروشد و تو هرگز نمی خری.
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چندثانیه ی کوتاه معطلت کند.
ه رفتگری که درگرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد،
به پشت و رو بودن چادر پیرزنی درخیابان
نخند ، دنیا ارزشش را ندارد که تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی
که هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگ و پردردسری دارند
+ نوشته شده توسط شادی در سه شنبه ۸ تیر ۱۳۹۵ و ساعت
13:36 |
