پائيز در پای آب
می زَنَم بر در که مهمان آمدم
من ز پاییزی گریزان آمدم
باز کن در را غریبی رانده ام
نازنین! پیش ات پریشان آمدم
برگَکی هستم جدا افتاده ای
دربدر افتان وُ خیزان آمدم
از عذابِ ظلم وُ بیدادِ تگرگ
در گریز از باد وُ باران آمدم

+ نوشته شده توسط شادی در پنجشنبه ۶ آبان ۱۳۹۵ و ساعت 13:32 |