No automatic alt text available.


بر خیز مهمان آمده از دور دستِ آرزو
تا پُر کند انبان خود، فرسنگ ها طی کرده او
بعد از زمستانی چنان اینک بهارانی چنین 
شوریده وش شعری بخوان ماتم ز دنیامان بشو
از سبزه دارد ارمغان ، وز لاله، سنبل، ارغوان
شیدایی ایرانمان از چشمه ریزد در سبو 
اکنون جوانه خنده را شیرینی آینده را
خوانـَد به گوش ات پس بیا، از گل بگو از گل شنو
نوروزمان پیروز شد دیروزمان امروز شد
خورشید، جان افروز شد جادوی عطرش را ببو

+ نوشته شده توسط شادی در سه شنبه ۱ فروردین ۱۳۹۶ و ساعت 14:9 |