با خيام   

می نوش که عمر جاودانی اینست
خود حاصلت از دور جوانی اینست
هنگام گل و باده و یاران سرمست
خوش باش دمی که زندگانی اینست

ایدل غم این جهان فرسوده مخور
بیهوده نی غمان بیهوده مخور  
چون بوده گذشت و نیست نابوده پدید
خوش باش غم بوده و نابوده مخور

 

+ نوشته شده توسط شادی در شنبه ۲۳ دی ۱۳۸۵ و ساعت 11:41 |