دوست ترین دوست تویی
مژده: که عشق امده تا خانه تکانی بکند
تا من پیر گشته ام-- باز جوانی بکند
قفل قفس باز شود؛ راه نفس باز شود
جان همه پرواز شود- که لا مکانی بکند
لال زبان باز کند؛ کر شنود زمزمه را
کور دراین منظره ها - چشم چرانی بکند
عشق چه چیزی تو مگر؟ وای نباشی تو اگر
شعر زمینگیر مرا - که اسمانی بکند؟
دوست ترین دوست تویی هر چه که نیکوست تویی
لفظ اگر به وصف تو - شرح معانی بکند
محمد علی بهمنی با تشکر از راضییه عزیزم برای ارسال این شعر
+ نوشته شده توسط شادی در جمعه ۱۳ بهمن ۱۳۸۵ و ساعت
11:55 |

