آمده ام با عطش سالها
تا تو کمی عشق بنوشانیم
ماهی برگشته ز دریا شدم
تا که بگیری و بمیرانی ام
خوبترین حادثه می دانمت
خوبترین حادثه می دانی ام؟
حرف بزن ابر مرا باز کن
دیر زمانی است که بارانی ام
حرف بزن حرف بزن - سالهاست
تشنه یک صحبت طولانیم
ها.... به کجا میکشیم - خوب من؟
ها.... نکشانی به پشیمانی ام ؟
محمد علی بهمنی باتشکر از دوست بسیار عزیزم راضییه برای ارسال این شعر
+ نوشته شده توسط شادی در سه شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۸۵ و ساعت
13:38 |
